تبليغاتX
Iran Tractor University Students Blog
دوز بير انسان اؤلکه سينی آتانماز                       آج قالسادا آنا يوردون ساتانماز                                                                                                                      دوستان عزيز توجه بفرمائيد در صورت درج هرگونه مطلب يا عکس غير اخلاقی، مطلب يا عکس مذکور به همراه کاربر حذف خواهند شد، خواهشمند است سعی شود فقط مطالب درسی و هماهنگی های کلاسی و کلاً برنامه های مربوط به کلاس مورد بحث قرار بگيرند
مطلب زير به بهانه 29 اسفند روز ملي شدن صنعت نفت دركشور ما  ايران تهيه شده است .
چند وقت پيش يكي از نزديكانم در خصوص وضعيت دختر دكتر مصدق مطلبي را عنوان كرد كه در يكي از آسايشگاههاي سوئيس زندگي مي كند . پيگير موضوع شدم و از اينترنت مطلب زير را پيدا كردم . بعد از خواندن مطلب به ياد اين مطلب پروفسور حسابي افتادم كه وقتي از او در مورد  جهان سوم  مي پرسند عنوان مي كند " جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند،خانه اش خراب می شود و هر کس که بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد.

داستان در ادامه مطالب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساسان اسدی در جمعه یکم اردیبهشت 1391 و ساعت 14:26 |
 
فرض کنيد:
به شما اين امکان را مي دهند که شما براي دنيا يک رئيسي چيزي انتخاب کنيد ( بله مي دانم گفتم که فرض کنيد)
از شما مي خواهند کسي را انتخاب کنيد که قادر باشد به بهترين نحو ممکن دنيا را رهبري کند و صلح و ترقي و خوشبختي و " وغيره" را براي بشريت به ارمغان اورد ( اي بابا فرض کنيد که مثلا مي شود!).با تمام اين اهداف عالي کانديدا ها کمي عجيب غريب هستند .
سه نفري که براي اين کار نامزد شدند. هر کدام از ديگري گل و بلبل تر است !
آقاي شماره يک:
... با سياستمدارهاي بدنام و رشوه خوار کار ميکند.مشورتش با فالگير و رمال وغيب گو و منجم هست.به زنش خيانت ميکند و روزي ده ليوان هم مشروبات الکلي ... مي نوشد!
آقاي شماره دو:
از محلهاي کار قبليش اخراج شده تا 12 ظهر ميخوابد.در مدرسه چند بار رفوزه شده.ترياک ميکشيده و تحصيلات آنچناني هم نداره. روزي يه بطري مشروب ميخورد و چاق و بي تحرک هست...و از همه بهتر دچار يک نوع بيماري رواني "شيدايي- افسردگي" هم هست.
و اما آقاي شماره سه:
دولت کشورش به او مدال شجاعت داده.گياه خوار و داراي سلامت کامل هست.اهل سيگار و مشروب هم نيست..و هيچگونه سابقه بدي هم تا بحال نداشته. خل و چل هم نيست

ادامه ي فرض:
در اين حيث و بيث که شما مانده ايد کدام را انتخاب کنيد يک خانم بار داري پيش شما مي آيد . ( بنده ي خدا ديده شما مشاور اعظم سازمان ملل شده ايد آمده از شما مشاوره بگيرد !)
اين خانم هشت تا فرزند دارد.از اين فرزندان سه تا ناشنوا ..دو تا نابينا و يکي هم عقب افتاده است.ضمنا خود اين خانم هم به بيماري مهلکي دچار هستند .
از شما مشورت ميخواهد که سقط جنين بکند يا نه؟
شما با تجاربي که داريد و صرف نظر از اعتقادات مذهبي .براي اين خانم حامله چه پيشنهادي داريد.
سقط جنين يا ...؟؟
الان شد دو تا سوال :
1- يک رهبر براي دنيا
2- و مشکل اين خانم حامله

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساسان اسدی در جمعه نوزدهم اسفند 1390 و ساعت 17:20 |

سلام صدتا سلام امیدوارم که همه تون خوب باشین                                                             

داستانهای زیبا و خنده داری که تو نظرات وبلاگ نوشته شده بود همه ش رو جمع کردم و تو ادامه ی مطلب گذاشتم برای خودم که خیلی جالب بود ایشاالله شما هم خوشتون بیاد.

اگه شما هم داستانی یاخاطره ای دارین که در ارتباط با همکلاسی ها هست لطفا لطف کنین تو نظرات بزارین.

ممنون.                                                                                                                                


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حامد عليزاده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 و ساعت 14:59 |
امروز با دوستان داشتیم پستای گذشته رو نیگاشون میکردیم....

خودتون حدس بزنین چه حالی داشتیم؟!؟ البته اگه یه نیگاه به پست «مخصوص خانوم رشتبریان» که خانوم امجدی ایجاد کرده بودنو رکوردو هم شکسته بود، بندازین خاطره ها خودشون خود به خود زنده میشن!!!! :)


برای سفر به گذشته در لینک زیر کلیک کنید:

کامنتهای پست مخصوص خانوم رشتبریان از آرشیو آذر 1388

+ نوشته شده توسط سعيد عليزاده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 و ساعت 17:37 |
سلام.

بچه ها خوب هستین؟ انشالله هر جا باشین خوب و سلامت باشین.

یه ابده ای بفکرم رسید که فکر کنم خیلی جالب باشه و اونم اینه که بیایم هر کی به خاطره از خودش در طول 2 سال کارشناسی که کنار هم بودیم تعریف کنه جدا از اینکه یادی از اون دوران میشه، خیلی جالب و بامزه میشه.

امیدوارم همه بچه ها همکاری کنن.

مرسی

+ نوشته شده توسط سعيد عليزاده در دوشنبه نهم آبان 1390 و ساعت 19:19 |
سلام اوشاقلار.

بالاخره شمارش معکوس برای رفتن به سربازی شروع شد.

همه رفتن به آموزش سربازی (نه خدمت سربازی!!!)  رو چه پسر و چه دختر آرزو میکنند اما متأسفانه یا خوشبختانه فقط این آرزوی پسراس که برآورده میشه!

از هر کی که رفته سربازی بپرسین دوران آموزش سربازی رو بهترین دوران تعریف میکنه و بهترین خاطراتشو از همین دوران تعریف میکنه!

ما هم داریم تشرف میشیم تا همین دورانو تجربه کنیم، بی تعارف بجز دوری از خانواده و عزیزان  سختیه دیگه ای نیس. چهارشنیه ما هم عازم میشم تا بهترین خاطراتو کسب کنیم برای آینده و آیندگان؛ تا بعده دو ماه مثل همه مردها!!!، یک عمر خاطره سربازی برا گفتن داشته باشیم.

میریم تا از دوران پسری پا بذاریم دوران مردی و پا کنیم تو کفش مردها!

از بچه ها هر کی بدی از ما دیده حلالمون کنه!

میدونم این وبلاگ هم  تا دو ماه سوت و کوره و فقط آمار بازدیدش ۲۷ تاس! همین.

خداحافظ  

+ نوشته شده توسط سعيد عليزاده در جمعه بیست و هفتم خرداد 1390 و ساعت 23:41 |
سلام.

زندگی همیشه جولانگاه و هر لحظه از زندگی لحظه امتحان برای هر شخصی انتخاب شده است.

انتخاب از لحاظ شخصیت و کلا هر چیزی. اکثر ما ایرانیها یه اخلاق ناپسندی که داریم اینه که همیشه باید به نوعی کنترل شویم تا تقلب نکنیم. راس میگم یعنی تا وقتی دوربین سر چارراه نذارن چراغ راهنما رو رعایت نمیکنیم اما وقتی کنترل شدیم قانون رو رعایت میکنیم.این مورد فقط یه مثال از زندگیمون بود.

یعنی همیشه لازم هستش که لاگین بشیم تا کنترل شویم و هر حرفی رو از دهنمون بیرون نپرونیم.

یعنی کسی که جرأت نداشته این دوساله یه حرفی رو بزنه الان بیاد با اسم مستعار اینجا نثار یکی بکنه.

اولش قصد داشتم وبلاگو از ریشه حذف کنم اما دلم نیومد همه خاطره ها رو اینجا دفن کنم.

خواهش میکنم کاری کنیم که همیشه از آزادی سوء استفاده نکنیم.

من نمیگم بیاین اینجا بازم کامنت بذارین اما یه کاری کنین که هممون بتونیم بعد مدتی دوباره با کسای دیگه ای این وبلاگ رو ببینیم و خاطراتمونو با خوشی به یاد بیاوریم.

 همین 

+ نوشته شده توسط سعيد عليزاده در دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390 و ساعت 22:14 |
گلت خشک شد ولی هرگز نمرده

زمان بوی تو رو از خونه برده

دلم خوش بود میای یک شب به خوابم

الان چند ماهه که خوابم نبرده

نگو میبینمت یه روز دیگه

آخه احساس من اینو نمیگه

سلام یادتونه تو پایان هر ترم میومدم مینوشتم فلان ترم تموم شد

الانم میگم

ترم چهارم تموم شد و کلا دانشگاه تموم شد.

+ نوشته شده توسط مير احمد ساجدی در شنبه بیست و هفتم فروردین 1390 و ساعت 15:56 |
سلام وبلاگ عزيزم چطوري خوبي؟

آره ديگه اينجوريه "قيزيل قاپينين تخته قاپيه ايشي دوشر".

ديگه وقتش رسيده كه با تو كه شروع كرده بوديم با تو هم تمومش كنيم.

هر چي باشه كارو خوديت شروع كردي و خودت هم بايستي به پايان برسوني.

در عين سادگيت خيلي حرفا داري برا زدن اما بذار يه چيزي رو برات پيش بيني كنم.

شايد كه نه حتما بعد از امتحانات عمرت به پايان ميرسه پس نهايت استفاده رو از باقي مونده عمرت بكن.

مرسي

+ نوشته شده توسط سعيد عليزاده در پنجشنبه بیستم آبان 1389 و ساعت 18:6 |
 

پایگاه اطلاع رسانی جدید دانشجویان کارشناسی نرم افزار دانشگاه تراکتور سازی تبریز

WWW.ITUSS.COM

+ نوشته شده توسط سعيد عليزاده در جمعه هفتم اسفند 1388 و ساعت 13:24 |